نحوه نگهداری پرتقال در سردخانه

پوسيدگي ميوه مرکبات يکي از عوامل مهم و محدود کننده در طول دوره انباري مي باشد پس از مسئله پوسيدگي، مهم ترين عامل زوال پس از برداشت ميوه مرکبات، از دست دادن آب از پوست و پژمرده شدن پوست ميوه مي باشد. بنابر اين روش هايي که تعرق ميوه را کاهش مي دهند، باعث افزايش عمر انباري اين محصولات مي گردد.

کاهش دما در يک حد بهينه همراه با رطوبت بالاي انبار باعث کاهش تنفس، تأخير در پيري و رسيدن، کند کردن تغييرات متابوليکي نامناسب و کاهش پوسيدگي خواهد شد. انبارهاي با دماي پائين مي تواند با تيمارهايي نظير مواد شيميايي، پوشش واکس، کيسه هاي پلاسيتکي و کاغذهاي مومي تکميل گردد. فقدان روش هاي مناسب برداشت و بسته بندي، نبود صنايع تبديلي کافي و حمل و نقل و توزيع نامناسب توليدات، موجب افزايش تلفات محصول توليدي و کاهش بازده توليد داخلي مي شود.

پوسيدگي هاي ناشي از کپک سبز و آبي شايع ترين ميکروارگانيسم هايي است که با مرکبات همبستگي ويژه اي يافته اند که به ترتيب توسط قار چ هاي penicillium digitatum و penicillium italicum ايجاد مي شوند.

اين کپک ها در همه مناطق مرکبات خيز دنيا به ويژه در مناظق داراي بارندگي تابستانه شيوع بيشتري دارند. از مشخصه هاي هر دو پوسيدگي، مي توان به نرمي آب گونه اي که روي پوست نمايان مي شود اشاره کرد. به اين ترتيب است که کپک به سرعت تکثير شده و محل زخم به وسيله اسپورهاي سفيد رنگ پوشيده مي شود و البته حضور اين دو قارچ در بيشتر موارد توأم با هم است. از ديگر عوامل مخرب پس از برداشت مرکبات توسط رايز و همکاران، سومر و همکاران، و پاردز لوپز و همکاران، قارچ آلترناريا گزارش شده و عنوان شده است که گونه هاي مختلف آلترناريا چهار بيماري مشخص را در مرکبات ايجاد مي کنند که در اين ميان مهم ترين بيماري، پوسيدگي سياه ميوه است که توسط Alternaria citri ايجاد مي شود.

اسپورهاي قارچ Alternaria معمولا در ناحيه کاسه گل و ديسک در اغلب ميوه هاي مرکبات وجود دارد. اين آلودگي معمولا به صورت نهفته باقي مي ماند تا هنگامي که بافت اين قسمت در اثر گذشت زمان و نگهداري در دوره طولاني پير گردد. آنگاه فعاليت اين قارچ در اين محل به سهولت صورت مي گيرد. تيمار ميوه ها با 500-100 ميلي گرم در ليتر 2، 4-دي باعث تأخير در توسعه لايه سواگر و پير شدن سلول ها در محل انتهاي ميوه ها گشته، بدين ترتيب نفوذ قارچ از اين محل کاسته مي شود.

سال هاي مديدي است که از مواد شيميايي جهت کنترل ضايعات و تلفات پس از برداشت ميوه ها استفاده مي شود. قارچ کش ها، باکتري کش ها و کند کننده هاي پيري در مرکبات براي کاهش پوسيدگي ميوه ها به کار مي روند. اين مواد بسته به خواص فيزيکي و شيمايي خود و سهولت استفاده از آنها ممکن است به صورت تدخيني يا محلول در آب يا مخلوط با امولسيون واکس به کار برده شوند. کاربرد اکسين ها ي مصنوعي مانند تو، فور-دي کلروفنوکسي استيک اسيد (4،2-دي) در مورد ميوه هاي لمون و ليمو قبل از انبار کردن آنها در افزايش عمر انباري آنها بسيار موثر مي باشد. همچنين کاربرد اکسين مصنوعي ديگر يعني (4،2 ،5-تي) روي ميوه هاي مرکبات باعث تأخير در زايل شدن رنگ سبز پوست ميوه ها مي گردد.

لود و همکاران، تأثير کاربرد 4،2-دي را در افزايش عمر انباري ميوه هاي نارنگي رقم ناگپور و دارجلينگ از 5،4،2-تي بيشتر دانسته و اعلام کردند که 4،2-دي باعث تأخير در رسيدن ميوه در هر دو رقم و نيز کاهش خسارت قار چ ها گرديد. کوهن و شوادي، براي کنترل پوسيدگي آلترناريايي ميوه مرکبات از تيابندازول و 4،2-دي استفاده کردند. کنترل خوبي به دست آوردند. اسموت و ملوين، در کتاب خود گونه هاي آلترناريا را از مهم ترين عوامل پوسيدگي ميوه هاي مرکبات ذکر کرده و بهترين کنترل شيميايي آن را استفاده از توفوردي، تيابندازول و بفران توصيه مي کند.

شهرستان تنکابن يکي از مناطق توليد مرکبات در شمال کشور است و در اين شهرستان انواع پرتقال خصوصا پرتقال محلي سطح زير کشت زيادي را به خود اختصاص داده است. با توجه به ميان رس بودن اين رقم، بهترين زمان برداشت اوايل بهمن ماه مي باشد. با توجه به شرايط بازار، در اين زمان نگه داري محصول روي درخت احتمال بروز خسارات سرما زدگي و يخ زدگي را بدنبال خواهد داشت. روي اين اصل توليد کنندگان همه ساله مقاديري از محصول خود را در انبار نگه داري مي نمايند ولي درصد بالائي از محصول به علت عوامل مختلف از جمله پوسيدگي آلترناريائي از بين مي رود. بر اين اساس هدف از اين پژوهش بررسي تأثير تيمارهاي شيمائي و شرايط انبار بر کنترل پوسيدگي آلترناريائي پرتقال بوده است.

مواد و روش ها

به منظور بررسي تأثير تيمارها ي شيمائي و شرايط انبار بر کنترل پوسيدگي آلترناريائي پرتقال، اين آزمايش به صورت فاکتوريل در قالب طرح کاملا تصادفي در 20 تيمار و تعداد 4 تکرار براي هر تيمار انجام شد. در اوايل بهمن ماه به مقدار لازم ميوه کاملاً سالم از قسمت هاي مختلف 20 درخت به وسيله قيچي باغباني برداشت و به آزمايشگاه منتقل شد. در آزمايشگاه جهت از بين بردن آلودگي هاي سطحي، ميوه با الکل اتيليک 70% ضد عفوني گرديد. براي مدت 2 ساعت روي تور سيمي رها شد تا سطح ميوه ها خشک شود و سپس ميوه ها در محلول حاوي اسپور قارچ آلترناريا به مدت 5 دقيقه غوطه ور گرديدند و مجدداً براي مدت 2 ساعت جهت خشک شدن سطح آنها روي تور سيمي رها شدند و پس از آن نسبت به انجام تيمارها اقدام شد. تيمارها عبارت بودند از: کربنات سديم به غلظت هاي 1500،1000،500 بي کربنات سديم 1000،500 و 1500، تيابندازول 1000،500 و 1500، بنوميل 1000،500 و 1500 تو، فور-دي کلروفنوکسي استيک اسيد (2,4-D)
1000،500 و 1500 همگي با واحد ميلي گرم در ليتر، شستشو با آب معمولي همگي به مدت 5 دقيقه تيمار شاهد بدون شستشو.

کليه تيمارها روي دو گروه ميوه اعمال شد. پس از اعمال تيمارها، ميوه ها در پلاستيک هاي تکي بسته بندي شد. ميوه هاي هر تکرار در پلاستک هاي جدا قرار داده شد و پس از توزين، يک گروه به انبار معمولي و گروه ديگر به انبار سرد با دماي 6 درجه سانتيگراد منتقل و به مدت 4 ماه نگهداري شدند.

در شروع آزمايش اطلاعات مربوط به ميزان آب پوست، اسيد کل به روش تيتراسيون با سود، ميزان ويتامين ث بروش تيتراسيون با يد در يدور پتاسيم، ميزان مواد جامد محلول توسط قند سنج دستي و پي اچ عصاره ميوه به طور تصادفي از چهار گروه ميوه برداشت شد. در پايان آزمايش نيز اطلاعات فوق به همراه درصد ميوه هاي سالم مانده پس از برش تمام ميوه ها ثبت گرديد. کليه اطلاعات به دست آمده به صورت فاکتوريل در قالب طرح کاملا تصادفي و با استفاده از نرم افزار MSTAT-C تجزيه و تحليل شد و ميانگين ها توسط آزمون دانکن با هم مقايسه گرديد.


نتيجه گيري
 
اثر نوع انبار بر صفات مورد بررسي
 
بر اساس نتايج تجزيه واريانس، در انبار معمولي همه صفات مورد بررسي و به جز پي اچ عصاره ميوه و درصد آب پوست با اختلاف معني دار در سطح يک درصد آزمون دانکن تحت تأثير نوع انبار قرار داشت. در اين رابطه انبار معمولي بر ميزان پي اچ عصاره ميوه و درصد آب پوست اثر معني داري نداشت. در سردخانه نيز همه صفات مورد بررسي داراي اختلاف معني دار در سطح يک درصد بودند و تنها در رابطه با کل مواد جامد محلول، اختلاف در سطح 5 درصد معني دار بود (جدول 1).

تاثير نوع تيمار بر صفات مورد بررسي در سردخانه

نوع تيمار اثر متفاوتي بر درصد ميوه هاي سالم مانده تا پايان آزمايش در سردخانه داشت. در اين رابطه بالاترين درصد ميوه هاي سالم (83%) مربوط به تيمار کربنات سديم 1000 ميلي گرم در ليتر، و کمترين آن (17%) مربوط به تيمار بنوميل 500 ميلي گرم در ليتر بود. بر همين اساس بالاترين ميزان کاهش وزن (83%) مربوط به تيمار بنوميل 500 ميلي گرم در ليتر و کمترين آن (17%) مربوط به تيمار کربنات سديم 1000 ميلي گرم در ليتر بود (جدول 2) در سردخانه پي اچ عصاره ميوه تحت تاثير نوع تيمار قرار داشت. در اين رابطه بالاترين ميزان پي اچ (4/88) مربوط به ميوه هاي تيمار شده با کربنات سديم 1000 ميلي گرم در ليتر و کمترين آن (4/23) مربوط به ميوه هاي تيمار کربنات سديم 500 و بنوميل 1500 ميلي گرم در ليتر بود.

نوع تيمار اسيد کل ميوه را تحت تأثير قرار داد. بالاترين ميزان اسيد کل (0/867 ميلي گرم) مربوط به ميوه هاي تيمار بيکربنات سديم 1000 ميلي گرم در ليتر و کمترين آن (0/702 ميلي گرم) مربوط به ميوه هاي تيمار بنوميل 500 ميلي گرم در ليتر بود. ميزان مواد جامد محلول در سرد خانه کمتر از ساير صفات مورد بررسي تحت تاثير قرار داشت و در اين رابطه تنها اختلاف معني دار بين تيمار شاهد (بدون تيمار) با تيمار بنوميل 1000 ميلي گرم در ليتر و تيمار شستشو با آب مشاهده شد. بالاترين ميزان مواد جامد محلول (10/88) مربوط به ميوه هاي تيمار شاهد و کمترين آن (9/38) مربوط به ميوه هاي تيمار شستشو با آب بود.

ميزان ويتامين ث موجود در عصاره ميوه نيز بسته به نوع تيمار متفاوت بود بالاترين ميزان ويتامين ث (63/9 ميلي گرم) مربوط به تيمار بنوميل 1500 ميلي گرم در ليتر و کمترين آن (43 ميلي گرم) مربوط به تيمار شستشو با آب بود. بالاترين درصد آب پوست (81/1) در ميوه هاي تيمار شستشو با آب مشاهده شد و تيمار بيکربنات سديم 1000 ميلي مولار، کمترين ميزان آب (78/4% ) را در پوست ميوه هاي خود داشت

تأثير نوع تيمار بر صفات مورد بررسي در انبار معمولي
 
در پايان آزمايش درصد ميوه هاي سالم مانده در انبار معمولي بسته به نوع تيمار متفاوت بود. در اين رابطه بالاترين درصد ميوه هاي سالم (82/5) مربوط به ميوه هاي تيمار شده با کربنات سديم 1000 ميلي گرم در ليتر و کمترين آن (10%) در ميوه هاي تيمار شده با بنوميل 500 ميلي گرم در ليتر مشاهده شد. بر همين اساس بالاترين و کمترين درصد کاهش وزن نيز به ترتيب در تيمارهاي بنوميل 500 ميلي گرم در ليتر و کربنات سديم 1000 ميلي گرم در ليتر وجود داشت. پي اچ عصاره ميوه در انبار معمولي تغييرات زايدي را نشان نداد و تنها اختلاف معني دار در پي اچ عصاره ميوه تيمارهاي بيکربنات سديم 500 ميلي گرم، کربنات سديم 500 و 1000 ميلي گرم در ليتر، تيابندازول 500 و 1000 ميلي گرم در ليتر، تيمار تو، فور-دي، شاهد و تيمار شستشو با آب معمولي بود. بالاترين ميزان اسيد کل در ميوه هاي تيمارهاي کربنات سديم و کمترين آن در ميوه هاي تيمار بيکربنات سديم 500 ميلي گرم در ليتر وجود داشت. نوع تيمار ميزان مواد جامد محلول در عصاره ميوه را تحت تاثير قرار داد.

بالاترين ميزان مواد جامد محلول، در تيمارهاي کربنات سديم 500 ميلي گرم در ليتر مشاهده شد. بين اين تيمار با تيمارهاي بنوميل 500، تو، فور-دي 100و200 ميلي گرم در ليتر و تيمار شستشو با آب اختلاف معني دار در سطح يک درصد وجود داشت.

کمترين ميزان مواد جامد محلول (8/5) در عصاره ميوه هاي تيمار تو، فور-دي 100 ميلي گرم در ليتر مشاهده شد. ميزان ويتامين ث موجود در عصاره ميوه نيز بسته به نوع تيمار متفاوت بود. در اين رابطه بالاترين متفاوت بود در اين رابطه بالاترين ميزان ويتامين ث (65 ميلي گرم) در عصاره ميوه هاي تيمار بيکربنات سديم 1500 ميلي گرم در ليتر و کمترين آن (48/5 ميلي گرم) در عصاره ميوه هاي تيمار تو، فور-دي 200 ميلي گرم در ليتر بود. بالاترين درصد آب (82) در پوست ميوه هاي تيمار شده با کربنات سديم 500 ميلي گرم در ليتر و کمترين آن (79%) در پوست ميوه هاي تيمار تيابندازول 1000 ميلي گرم در ليتر بود

به طور کلي از مجموع همه تيمارها، تيمار کربنات سديم 1000 ميلي گرم با 82/75 درصد ميوه سالم در بالا ترين سطح و تيمار بنوميل 500 ميلي گرم در ليتر با 13/5درصد ميوه سالم در پائين ترين سطح قرار داشت. مقايسه ميانگين نوع انبار نشان داد که سردخانه با اختلاف معني دار در سطح يک درصد نسبت به انبار معمولي در کاهش فساد ميوه ها و يا به تاخير انداختن آن ارجحيت دارد.
عليرغم آنکه در برخي از تيمارها نظير کربنات سديم 500 ميلي گرم در ليتر و بيکربنات سديم 1500 ميلي مولار، درصد ميوه هاي سالم مانده در انبار معمولي در سطح بالاتري نسبت به سردخانه قرار داشته و اختلاف آنها در سطح يک درصد آزمون دانکن معني دار بود.

بحث
 
با توجه به نتايج مربوط به تيمار شاهد، مي توان گفت که به طور کلي ميزان فساد ميوه هاي پرتقال محلي بعد از برداشت بالا بوده و انبار سرد مي تواند در کاهش ميزان فساد موثر باشد که اين مسئله به خاطر کند شدن روند فعاليت عامل بيماري زا بود و توسط ساير پژوهشگران، نيز گزارش شده است. حتي شستن ميوه قبل از بسته بندي مي تواند تا حدود زيادي در کاهش فساد و سلامت ميوه ها موثر باشد. از آنجائي که وجود آلودگي در باغ امري اجتناب ناپذير است، جهت افزايش سلامت ميوه ها در انبار لازم است که قبل از بسته بندي و انبارداري تيمار گردند.
بر اسا س نتايج آزمايش، مواد مختلف اثرات متفاوتي را به دنبال داشتند که اين مسئله توسط ساير پژوهشگران، در رابطه به ساير ارقام مرکبات نيز گزارش شده است. بر اساس نتايج آزمايش، بطور کلي کربنات سديم، تيابندازول و تو، فور-دي در حفظ سلامت ميوه ها و کنترل بيماري آلترناريا مؤثرتر از ساير تيمارها بودند، اين مسئله نيز توسط برخي پژوهشگران، در رابطه با ساير ارقام مرکبات گزار ش شده و با نتايج اين آزمايش هم خواني دارد.

از آنجائي که امروزه تاکيد بر تيمار ميوه ها با مواد بي خطر است و همچنين با توجه به نتايج آزمايش، مي توان توصيه نمود: در زمان برداشت و بسته بندي حتي الامکان سعي شود که پوست ميوه زخم نگردد. به جهت بالا بردن ضريب اطمينان از سلامت ميوه ها در انبار، قبل از بسته بندي ميوه ها را به مدت 5 دقيقه در آب حاوي کربنات سديم يک درصد تيمار شود. در صورت در دسترس بودن انبار سرد، نگه داري ميوه ها در دماي حدود 6 درجه سانتي گراد به حفظ ظاهر آنها کمک کرده و ميوه ها آب کمتري از دست خواهد داده، کاهش وزن کمتري داشته و شاداب تر باقي مانده و از کيفيت غذائي بهتري برخوردار خواهند شد.

Top